عطا ملك جوينى
870
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
دار الضّيافة و ساير بقاع خير از مدارس و خوانق و رباطات و غيره طرح انداخت و براى هريك از آن ابنيهء رفيعه مستغلّات خوب و املاك مرغوب موقوفات ساخت . هفتهاى دو روز شخصا به بيمارخانهها مىرفت و به غرفهء يكيك از مرضى داخل مىشد و از هريك از ايشان تفقّد و دلجوئى مىنمود و مىپرسيد شب چگونه به سر برده و چه خورده و چه آرزو دارد و حالش چگونه است و مقدارى زر به دو مىداد و از آنجا به غرفهء ديگر مىرفت و هكذا تا به جميع غرفهها قدم نهاده با همه صحبت مىنمود و خوشروئى مىكرد و دل ايشان را به دست مىآورد . و هرساله مبلغ خطيرى براى بازخريدن اسراى مسلمين از قيد فرنگ به صحابت جمعى از امناء خود به ديار سواحل و شامات مىفرستاد . و مبلغ خطير ديگرى براى توزيع بر فقراء حرمين شريفين به مكّه و مدينه گسيل مىداشت . و سبيلى « 1 » براى حجّاج بيت اللّه الحرام كه جميع لوازم و ما يحتاج ايشان در آن تهيّه شده بود به مكّه ارسال مىنمود . الى غير ذلك از اعمال خيريّه و صدقات جاريه و رقبات دارّه كه اينجا موقع تفصيل آنها نيست و در تاريخ ابن خلّكان مفصّلا و مبسوطا در ترجمهء احوال او مذكور است « 2 » . ( 73 - ) - ص 764 س 2 ، سيف الدّين ايغلمش : ايغلمش « 3 » ( يا به املاى معروفتر اين كلمه : اغلمش ) از مماليك ترك اتابكان آذربايجان بود « 4 » و پس از شكست ناصر الدّين منكلى از عساكر متّحدين به تفصيلى كه سابقا مذكور شد در سنهء 611 يا 612 در حوالى همدان و تقسيم ممالك او فىمابين ايشان اتابك ازبك حكومت بلاد عراق عجم را كه به سهم او
--> ( 1 ) - براى تفسير كلمهء « سبيل » رجوع شود به ج 2 ص 96 ح 5 ( از متن مرحوم قزوينى ) . ( 2 ) - براى مزيد اطّلاع از احوال مظفّر الدّين كوكبورى رجوع شود اوّلا به ابن خلّكان در باب كاف ج 2 ص 2 - 9 كه شرححال بسيار مبسوط جامع مفيدى ازو به دست داده ، ثانيا به مآخذ ذيل : ابن الأثير در حوادث سنوات 583 - 589 ، 602 ، 606 ، 612 ، 615 - 617 ، 621 ، 623 ، 628 ، و كتاب الرّوضتين ج 1 : 152 - 153 ، و ج 2 : 30 ، 34 ، 62 ، 67 ، 69 ، 75 ، 80 ، 164 - 165 ، و مختصر الدّول ( رجوع به فهرست آن ) ، و الحوادث الجامعهء ابن الفوطى 19 - 23 ، 27 ، 29 ، 44 - 45 ، 62 ، 105 ، و تاريخ ابو الفدا در حوادث همان سنوات ابن الأثير تقريبا . ( 3 ) - براى نسخهبدلهاى اين كلمه رجوع شود به حواشى ذيل صفحات . - ضبط حركات و تفسير و اشتقاق اين علم تركى براى راقم سطور معلوم نشد لكن از املاى « ايغلميش » جامع التّواريخ و « ايقلمس » آثار البلاد قريب به يقين است كه حرف اوّل آن مكسور است نه مضموم چنان كه بعضى پنداشتهاند از قبيل صاحب حبيب السّير جلد 2 جزء 4 ص 179 : اوغلمش ، و هوتسما در ص 30 از ترجمهء ترجمان تركى و عربى : اغلمش Oglamis ) ، و دفرمرى در حواشى روضة الصّفا قسمت خوارزمشاهيان ص 124 به بعد همه جا : اوغولمش ( Oughoulmich . ( 4 ) - ابن الأثير 12 : 141 در حوادث سنهء 612 .